محمد الريشهري

29

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " بنويس : از محمّد پسر عبد اللّه " . يكى از شروط آنان با پيامبر صلى اللّه عليه و آله اين بود كه اگر كسى از مسلمانان پيش مشركان رفت ، او را برنگردانند و اگر از آنان ، كسى به پيامبر خدا پناهنده شد ، او را برگردانند . ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله گفتند : اى پيامبر خدا ، اين شرط را بنويسيم ؟ ! فرمود : " آرى ؛ زيرا اگر از ماكسى به آنان پناهنده شود ، خداوند او را [ از رحمت خود ] دور مىگردانَد و اگر كسى از آنان به ما پناهنده شود ، به زودى ، خداوند براى او گشايش و برون‌ْشُدى قرار خواهد داد " . 5 / 6 جنگ خيبر قرآن " چون به [ قصدِ ] گرفتن غنايم روانه شديد ، به زودى برجاى ماندگان خواهند گفت : بگذاريد ما [ هم ] به دنبال شما بياييم . [ اين گونه ] مىخواهند دستورِ خدا را دگرگون كنند . بگو : " هرگز از پىِ ما نخواهيد آمد " . آرى . خدا از پيش درباره شما چنين فرموده . پس به زودى خواهند گفت : " [ نه ، ] بلكه بر ما رشك مىبريد " . [ نه ، چنين نيست ؛ ] بلكه جز اندكى درنمىيابند " . حديث 9169 . كنز العمّال به نقل از بُرَيده : در روز خيبر ، ابو بكر ، پرچم را گرفت ؛ امّا بدون آن كه موفّق به فتح شود ، برگشت . روز بعد ، عمر پرچم را گرفت و اوهم ناكام برگشت و ابن سَلَمه كشته شد و مردم ( مسلمانان ) برگشتند . پيامبر خدا ، فرمود : " هر آينه ، اين پرچم را به كسى خواهم داد كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند و هرگز بر نمىگردد تا پيروزى نصيبش شود . ما آن شب‌را خوش‌حال از اين كه فردا روز پيروزى است ، به صبح رسانديم . پيامبر خدا ، نماز صبح را خواند و آن گاه ، پرچم را خواست و از جا بلند شد . هر يك از ما كه نزد پيامبر خدا منزلتى داشت ، اميدوار بود كه آن مرد او باشد . حتّى من به جهت منزلتىكه نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله داشتم ، گردن كشيدم و سرم را بالا گرفتم ؛ امّا پيامبر خدا ، على بن ابى طالب را صدا زد . على عليه السلام مبتلا به چشم دردبود . پيامبر خدا ، دستى بر چشم او كشيد و آن گاه ، پرچم را به وى سپرد و پيروزى نصيب او شد .